
نوشته : پنجره
![]()
نام فیلم : پای چپ من ( داستان زندگی کریستی براون )
نام انگلیسی : My Left Foot
کارگردان : Jim Sheridan
بر اساس کتاب : پای چپ من ( نوشته : کریستی براون )
فیلمنامه : Shane Connaughton , Jim Sheridan
با هنرمندی :
Daniel Day-Lewis , Ray McAnally , Brenda Fricker
موسیقی : Elmer Bernstein
تاریخ عرضه : 1989 / کمپانی : Miramax Films / مدت فیلم : ۱۰۳ دقیقه
درباره فیلم :
پای چپ من فیلمی درام از زندگی کریستی براون هست که فلج مغزی و نخاعی و اختلال در گفتار داشت و فقط می توانست پای چپ خود تکان دهد . فیلم برنده ۲ جایزه اسکار و نامزد دریافت ۳ جایزه اسکار دیگر گردید . همچنین جوایز بسیاری را نیز بدست آورد .
![]()
نمایی از داستان فیلم :
کریستی براون که از بدو تولد با مشکل فلج نخاعی و اختلال در گفتار روبروست در طی حیات خود دست به کارهایی می زند که موجب شگفتی همه می شود . دوران کودکی کریستی برای وی و خانواده اش ، مخصوصا مادر دلسوز وی ، به سختی می گذرد . کریستی به کمک پرستار خود از حالت لال گونه خود خارج شده و حرفهایش را به سختی تمام به زبان می آورد و این خود نوعی پیشرفت در زندگی کریستی هست .
دوره جوانی کریستی شاید از همه زمانها برای وی سخت تر باشد . قبل از آشنایی با پرستار ، وی عاشق یکی از دختران محل می شود اما با تمسخر بچه ها روبرو می شود و دخترک نیز قلب پسر جوان را می شکند .
چندی بعد کریستی به شدت مجذوب پرستار خود می شود که ...
بررسی فیلم :
دنیل دی ـ لوییس نقش کریستی براون رو فوق العاده اجرا کرد . بازی وی به قدری زیبا و تحسین برانگیز هست که حس همدردی هر بیننده ای رو بر می انگیزاند .
برندا در نقش مادر کریستی مکمل بسیار خوبی برای کریستی بود . حس مادرانه وی آدم رو تحت تاثیر قرار میده و آدم بیشتر به ارزش مادر پی میبره .
![]()
صحنه ها و حرفهای تکان دهنده فیلم کم نیست ولی زیباترین صحنه فیلم وقتی هست که کریستی با پای چپش تکه گچی رو بر می دارد و با تلاش فراوان و در حالی که همه اعضای خانواده با حیرت و سکوت به وی نگاه می کنند بر روی زمین واژه زیبای مادر ( Mother ) رو می نویسه !
صحنه ای عمیق و حسدار که نمیشه فراموشش کرد .
فیلم درسهای زیادی رو برای کسانی داره که دید خوبی نسبت به افراد معلول ندارند .
حاشیه فیلم :
دنیل دی لوییس ( در نقش کریستی براون ) در وقت های استراحت تیم بازیگری ، اصرار فراوانی داشت که همچنان بر روی صندلی چرخدار خود بنشیند .
دنیل دی لوییس برای اینکه هر چه تمامتر در نقش خود فرو رود ۲ تا از دنده هایش رو شکست . جالب آنکه دی لوییس تا پایان فیلمبرداری که هفته ها به طول انجامید اجازه نداد تا پزشکان به وضعیتش رسیدگی کنند .
( قدرت بازی دنیل دی لوییس حیرت انگیزه ، کافیست نگاهی به شخصیت ها و بازی های متفاوت وی در فیلمهایش بیاندازید تا پی به توانایی عجیب دی لوییس ببرید ) .
فیلم جمله های به یادموندنی زیادی داره ولی یکی از اونها خیلی جالب بود و اون جایی است که کریستی و مادرش از کلیسا خارج میشن و نگهبان درب کلیسا رو می بندد . مادر نگاهی به در می کنه و به پسرش کریستی میگه :
? See Christey
Even God has to lock his house
دیدی کریستی ؟
حتی خدا هم در خونه اش رو قفل می کنه
![]()
برداشت از مطالب وبلاگ با ذکر نام وبلاگ پنجره