تبليغاتX
5are Means Win2 !
چهارشنبه 14 فروردین1387
فیلم No Country For Old Men

نوشته : پنجره

پوستر فيلم " جايي براي پيرمردها نيست " - No Country For Old Men

نام فیلم : No Country For Old Men  ( جایی برای پیرمردها نیست )

کارگردانی توسط : Joel Coen , Ethan Coen ( برادران كوئن : جوئل و اتان )

تهيه كننده : برادران كوئن و اسكات رودين ( Scott Rudin )

نویسندگان :

- فیلمنامه : برادران كوئن

- رمان : کورمک مک ـ مك كارتی ( ‍Cormac McCarthy )

بازیگران : Josh Brolin ( جاش برولین )

             Javier Bardem ( خاویر باردم )

            Tommy Lee Jones ( تامی لی جونز )

شرکت سازنده : Miramax & Paramount

تاریخ اکران در آمریکا : ۹ نوامبر ۲۰۰۷

مدت فیلم : ۱۲۲ دقیقه / محصول کشور : آمریکا / زبان فیلم : انگلیسی / بودجه فیلم : ۲۵ میلیون دلار آمریکا

درجه فیلم : R به دلیل وجود صحنه های خشن

درباره فیلم :

فیلم نامزد ۸ جایزه در هشتادمین دوره مراسم اسکار بود و در نهایت موفق به کسب ۴ جایزه اسکار بدین شرح شد :

* بهترین فیلم سال ۲۰۰۷

* بهترین کارگردانی : برادران کوئن

برادران كوئن

* بهترین بازیگر نقش مکمل مرد : خاویر باردم

* بهترین فیلمنامه اقتباس شده : برادران کوئن

فیلم " جایی برای پیرمردها نیست " برخورد ۳ گونه از انسانها با یکدیگر هست . فیلم به نوعی سرنوشت آدمهای درون فیلم را نشان می دهد و اینکه چگونه سزنوشت هر یک با دیگری گره میخورد .

فیلم مورد توجه و استقبال منتقدان بزرگ سینمای جهان قرار گرفت و بارها به عنوان بهترین اثر برادران کوئن نامگذاری شد .

نمايي از فيلم

نمایی از داستان فیلم :

شروع فیلم با نمایی از چندین مخروبه در تگزاس ( سال ۱۹۸۰ ) هست . روایتگر داستان که کلانتر محلی ست ( با بازی تامی لی جونز ) در مورد تغییرات در زمان و ... صحبت میکند که باید با دقت گوش کرد . بار اول چندان جدی به صحبتهایش فکر نکردم ولی برای دوم که فیلم رو دیدم سعی کردم ارتباطی بین صحبت های ابتدای فیلم و انتهای آن پیدا کنم و پیدا هم شد !

آنتوآن چیگور ( با بازی خاویر باردم ) را می بینیم به همراه اسلحه عجیبی که دارد و پلیس وی را دستگیر کرده . آنتوآن از اداره پلیس فرار کرده و ...

آنتوآن چيگور ( با بازي خاوير باردم )

در همین حال لیون موس ( با بازی جاش برولین ) را می بینیم که در حال شکار کردن است و در این حین با دسته ای انسان مرده ، مقدار زيادي بسته هروئين و سپس ۲ میلیون دلار پول روبرو می شود .

برداشتن پولها توسط لیون سرآغاز دیگری است برای داستان عجیب جایی برای پیرمردها نیست !

ليون موس ( با بازي جاش برولين )


بازی خاویر باردم خیلی دیدنی بود و از پس نقشش خیلی خوب درآمد . هر وقت که چیگور رو می بینیم ناخودآگاه یه شور و هیجان و یه جورایی ترس و نگرانی ! سراغمون میاد و خب این چیزی نیست جز قدرت بازی خاویر باردم . از بازی خوب جاش برولین نباید گذشت و اگر خاویر باردم در فیلم نبود همه نگاهها به سمت برولین می رفت اما حضور باردم خیلی سنگین تر از جاش برولین بود .

تامی لی جونز با اینکه چندان در فیلم دیده نشد ولی حضورش در فیلم تاثیرگذار بود و شاید گفتن اون حرفهای ابتدا و انتهای فیلم کار هر کسی نباشه !

تامي لي جونز

تا این لحظه ۲ بار فیلم رو دیدم ولی همچنان نکته های نامفهوم بسیاری باقی مونده . وقتی که غرق داستان فیلم و شخصیتها و ارتباطشون با یکدیگر می شویم به طرزی عجیب داستان رو گنگ و نامفهوم می بینیم . داستان کلی فیلم مشخص هست ولی ریزه کاری های زیادی داره .

جایی برای پیرمردها نیست از اون دست فیلمهایی ست که تا مدتها فکر و ذهن رو به خودش مشغول می کنه و تا مدتها در حال و هوایی خاص بسر خواهیم برد .

آنتوآن چیگر که یک آدمکش حرفه ای است اصول عجیب و غریبی دارد . کافیست به نوع حرکات وی توجه کنید . سکه ای برای برخی افراد بکار برده می شود . چیگور در برخورد با دیگران رفتارهای بسیار متفاوتی دارد . برخی رو به راحتی می کشد ، برای برخی سکه ای رو بکار می برد و شیر یا خط می اندازد ، در برخود با برخی بسیار عادی است و کاری به کار آنها ندارد . همین نوع برخورد او جای سوال است .

آنتوآن چيگور ( با بازي خاوير باردم )

چیگور به دنبال به دست آوردن ۲ میلیون دلار پول است و در رفتاری متناقض ، پول لباس یکی از پسربچه ها را می پردازد و مبلغ پرداختی چیگور بسیار بیشتر از قیمت واقعی لباس دست دوم پسرک هست .

چیگور برای برخی این فرصت را فراهم می کند تا جان خود را نجات دهند ( شیر با خط با سکه ) .

لقب قاتل روانی رو مناسب چیگور نمی بینم ( تامی لی جونز هم چیگور رو روانی محسوب نمی کنه ) . صحنه های تعقیب و گریز بین چیگور و موس دیدنی و سرشار از هیجان بود که بسیار استادانه ساخته شده است .

آنتو چيگور ( با بازي خاوير باردم ) همراه با اسلحه وي !

از دیگر چیزهایی جالب در فیلم اینکه این فیلم موسیقی متن ندارد !

فیلم تا انتها ( همچنین لحظاتی پس از آغاز تیتراژ پایانی ) سکوت بهمراه دارد و فقط چند دقیقه ای که از تیتراژ پایانی می گذرد آهنگی را می شنویم . گویی کارگردان فیلم قصد دارد مه حال و هوای بیننده را از بین نبرد و به همین دلیل از موسیقی متن استفاده نکرده تا حس اینکه در حال دیدن فیلم هستیم از بین برود و خود را درون ماجرا ببینیم و به نظرم حس ناظری رو داشته باشیم که گوشه ای ایستاده و در حال تماشای آن چیزهایی هست که در مقابلش در حال اتفاق افتادن هست . مثلا اینطور فکر کنید که شما گوشه ای مخفی شده اید ( به دور از چشم چیگور ! ) و شاهد همه چیز هستید . در فیلم فقط صدای شخصیت ها و سرو صدای محیط رو داریم . عدم موسیقی متن در فیلم بر رعب و وحشت می افزاید و واقعا باید به برادران کوئن تبریک گفت بابت این جسارت ! ( عدم بکارگیری موسیقی متن )

تنوع نماها و صحنه های نیز دیدنی است ؛ لحظه ای صحرا ، اندکی بعد شهر ، روز ، شب ، ...

سوال های زیادی هست که شاید با چند بار دیدن بتوان پاسخ مناسبی برای آنها یافت .

به هر حال فيلم رو بايد ببينيد تا از دستپخت برادران كوئن لذت ببرید .

در همین رابطه بخوانید :

فیلمهای نوروزی سیما !

برداشت از مطالب وبلاگ پنجره با ذکر نام وبلاگ پنجره