
نوشته : پنجره

کارگردان و نویسنده : تام تك ـ ور Tom Tykwer
با بازی :
Franka Potente در نقش " سیسی "
Benno Furmann در نقش " بودو "
شركت پخش فيلم : Sony Picture Classics
تاریخ عرضه : ۲۰۰۰ / مدت فیلم : ۱۳۵ دقیقه / محصول کشور آلمان / زبان فیلم : آلمانی
ژانر فیلم : درام ، عاشقانه
درجه فیلم :R
درباره فیلم :
پرنسس و جنگجو ( The Princess and the Warrior ) به کارگردانی و نویسندگی Tom Tykwer و بازی Franka Potente می باشد و این دو قبلا در فیلم بدو لولا بدو Run Lola Run با هم همکاری داشتند . فیلم داستان عجیبیست از زندگی سیسی که پرستار بیمارستان نگهداری از بیماران روانی هست و همچنین زندگی بودو را نشان می دهد و ارتباطی که بین این دو نفر شکل می گیرد . همچون اثر قبلی Tom Tykwer که فیلم Run Lola Run بود این بار نیز شاهد تغییرات زندگی خود و تاثیری که رفتار ما بر زندگی دیگران دارد هستیم .

نمایی از داستان
فیلم با نامه ای که به دست سیسی می رسد ( از طرف یکی از دوستانش ) شروع می شود . سیسی پرستاری است که در بیمارستان مربوط به بیماران روانی کار می کند . در طرف دیگر بودو قرار دارد . وی که با برادرش والتر زندگی می کند به دنبال کار می گردد و بعد از مدتی در گروهی که امر تشریفات مراسم تدفین مردگان را بعهده دارند استخدام می شود ولی مدتی بعد به دلیل احساساتی بودن ، بودو از کار اخراج می شود .

در دیگر سو بودو که از یک مغازه دزدی کرده است در حال فرار از دست پلیس هست . در همین حال سیسی که همراه با یکی از بیماران بیمارستان هست با یک کامیون تصادف می کند . بودو بطور اتفاقی به کامیونی می رسد که سیسی در زیر آن افتاده . بودو برای فرار از دست ماموران پلیس در زیر کامیون مخفی و در همین هنگام با سیسی که قادر به تکلم و تنفس نیست روبرو می شود . اینجاست که تقدیر موجب اولین دیدار بین دو نفر که هیچ ارتباطی با هم ندارند می شود . بودو چون فرشته ای نجات بخش وارد زندگی سیسی می شود .
کسی که بیشتر زندگی خود را در محیط بیمارستان بوده و کمتر با محیط آشناست . اشکهای بودو در این لحظه ها بسیار دیدنی و تاثیرگذار است و واقعا از دیدن اشکهای لغزنده بر روی گونه وی لذت بردم !
بودو برای نجات جان سیسی دست به حرکتی جالب و شجاعانه می زند ...
توجه : متن پایین رو برای دوستانی که فیلم رو ندیدند توصیه نمی کنم .


بودو برای نجات جان سیسی دست به حرکتی جالب و شجاعانه می زند بدین صورت که راه نای سیسی رو با یک نی باز می کند و سیسی رو از خفگی و مرگ حتمی نجات می دهد . بودو ، سیسی را به بیمارستان می رساند و در این لحظه این دو نفر از هم جدا می شوند .
چندین روز بعد ، سیسی که حالش بهتر شده به فکر فرو می رود و به سرنوشت عجیب خود و اینکه چظور توسط فردی ناشناس و آنهم کجا در زیر کامیون ! از مرگ نجات یافته می اندیشد . همین افکار این انگیزه را در سیسی ایجاد می کند که آن فرشته نجات را پیدا کند .
بودو از زنها و سیسی ( که اکنون سیسی او را پیدا کرده ) بیزار است و دلیلش را در ادامه متوجه می شویم . بودو در حالاتی عجیب بسر می برد ؛ ناگاه به سمت بخاری داغ رفته و آنرا در آغوش می کشد و هربار برادرش والتر هست که وی را آرام می کند . طی صحبتهایی که بین سیسی و والتر رد و بدل می شود دلیل رفتارهای عجیب بودو مشخص می شود و آن اینکه وی همسرش را در یک انفجار در پمپ بنزین از دست داده است . جریانی که بودو خود را مقصر می داند . ادامه داستان بسیار زیباست ...

* در آغوش کشیدن بخاری داغ رو تعبیری از آغوش گرم همسر می دانم که به زیبایی در فیلم بیان شد .
* صحنه ای که سیسی با اشتیاق از نجات پیدا کردن معجزه وار خود نزد فروشنده اسلحه سخن می گوید نیز یکی از صحنه هایی بود که برایم به یاد ماندنیست . فروشنده اسلحه که گویی مرگ و زندگی انسانها برایش یکیست در مقابل کسی قرار گرفته که با حرارت در مورد زندگی و معجزه صحبت میکند .
* صحنه های آخر فیلم ( قبل از نماهای خانه روی صخره ) که دو شخصیت از بودو می بینیم بسیار جالب توجه و شاید کمی هم گمراه کننده باشد :
بودو ی قبلی ( با ظاهری نامرتب ) از دستشویی پمپ بنزین ( همون جایی که همسرش رو در انفجار از دست داده ) بیرون می آید و پشت فرمان ماشین می نشینه و بودو ی کنونی و جدید در صندلی عقب میشینه . بعد از طی مسافتی بودو ی جدید بودو ی قدیمی رو از ماشین پیاده می کنه و در حالی که سیسی در کنارش نشسته به رانندگی ادامه می دهد و بودو ی قدیمی رو در جاده تنها می گذارند . مقایسه رفتار این دو شخصیت متفاوت با سیسی در همین چند دقیقه نیز نکته ها دارد .

* صحنه ی پایانی فیلم که خانه ای بر روی صخره در کنار دریایی آبی قرار دارد زیباست . البته این منظره ، مونتاژ دو تصویر در هم است که موجب ایجاد چنین محیط رویایی ای شده است .
حالا چقدر هم این درجه ها توی ایران رعایت میشه !!!